بیپناهی عاطفی: چرا نباید از آدمها پناه گرفت؟:
در روانشناسی اجتماعی، پدیدهای به نام «هموابستگی» ریشه در همین جستجوی پناه دارد. پژوهشهای عصبشناختی نشان میدهند مغز انسان هنگام استرس، هورمون اکسیتوسین ترشح میکند که ما را وادار به پناه بردن به دیگری میکند، اما اگر طرف مقابل نیز خود بیپناه و آشفته باشد، نتیجه معکوس میدهد: مانند دو غریق که همدیگر را به قعر میکشند. در واقع، بیپناهی یک سرایت عاطفی واقعی دارد و میتواند مغز را در وضعیت هشدار دائمی قفل کند.
راهکار:
این جمله یک پارادوکس عمیق را نشان میدهد: پناه جستن در انسانهای دیگر، وقتی آنها خود سرپناهی ندارند، مانند تکیه دادن به دیواری فروریخته است. روانشناسی مثبتگرا میگوید پناهگاه واقعی، «خوداتکایی عاطفی» است؛ یعنی توانایی آرام کردن خود بدون نیاز به تأیید فوری دیگری. دفعه بعد که احساس بیپناهی کردی، به جای تماس با اولین نفر، سه دقیقه فقط روی تنفست تمرکز کن. این پناهگاه کوچک، از خیلی آدمها محکمتر است.