بی وفا بودم، با وفا شدم، خیانت دیدم:
در روانشناسی به این «سبک دلبستگی اجتنابی» میگویند: بعضیها وقتی شریک زندگیشان امن، مهربان و در دسترس میشود، تنوعطلبی و دوپامینِ «پاداشِ غیرقابلپیشبینی» را بیشتر از آرامشِ باثبات میخواهند. آزمایشها نشان دادهاند رفتار غیرقابلپیشبینی در عشق، هیجان شدیدتر ولی کوتاهتر ایجاد میکند؛ دقیقاً مثل قمار. پس شاید ماجرا دربارهی تو نیست، دربارهی مغزی است که عاشقِ دلهره بوده است. آیا خوبیِ بیمرز برای یک دلِ ناآرام، خستهکننده میشود؟
راهکار:
این سه بیت به معنای این نیست که خیانت نتیجه ی وفاداری تو بود؛ شاید طرف مقابل در هر حالی بهانه می گرفت. داستان درباره ی ارزش تو نیست، درباره ی ناتوانی او در دیدن چیزهای پایدار است.