ناسازگاری روزگار و گردون؛ وقتی اطرافیان با ما هماهنگ نیستند:
در روانشناسی به این «خطای اسنادی» میگویند: وقتی با محیط ناهماهنگ میشویم، مغز تقصیر را به گردن «روزگار» میاندازد، چون پذیرش اینکه خودمان هم بخشی از ناهماهنگیایم، هزینهی روانی سنگینی دارد. جالبتر اینکه پژوهشهای شناختی نشان دادهاند آدمها در رویدادهای تصادفی هم الگو میبینند؛ همین «توهم الگو» باعث میشود احساس کنیم سرنوشت با ما دشمنی دارد. آیا اگر تقصیر را تقسیم کنیم، بار ناسازگاری سبکتر نمیشود؟
راهکار:
این ناسازگاری را میشود یک معما دید: انگار روزگار و گردون هر کدام ساز خودشان را میزنند تا تو بالاخره آهنگ خودت را پیدا کنی. گاهی ناهماهنگی بیرونی، نقشهی ناخودآگاهِ تغییر است؛ اگر یک قدم عقب بگیری، شاید ریتم تازه را ببینی.