تجربههایی که چهلسالهها هم نمیفهمند:
مغز نوجوان به دلیل هرس سیناپسی، تجربههای شدید را با جزئیات هیجانی بیشتری رمزگذاری میکند؛ چیزی شبیه «بلوغ اجباری» که آمیگدال را فعالتر از قشر پیشپیشانی نگه میدارد. یعنی آنچه دیگران به حساب بیمیلی میگذارند، اغلب پردازش عمیقتر است، نه بیحسی. جالبتر اینکه حافظههای با بار هیجانی بالا، سختتر با افزایش سن پاک میشوند و تبدیل به مرجع تصمیمگیری میشوند. کدام تجربهات بود که انگار ده سالت را فشرده کرد؟
راهکار:
بیحسیای که به تو نسبت میدهند، اغلب فیلتر محافظتی مغز است، نه نبود احساس؛ تو تجربهها را عمیقتر پردازش میکنی، برای همین سنگینتر به نظر میرسی.