از حرفِ سند تا سندِ حرف؛ بحران بیاعتمادی در جامعه:
در حقوق روم باستان «فیدس» هم به معنای اعتماد بود و هم ستون قراردادها؛ اگر اعتماد عمومی فرو میپاشید، هیچ سندی ضمانت اجرا نداشت. امروز اقتصاددانان به آن «هزینه مبادله» میگویند: در جوامع کماعتماد، حتی برای خرید نان هم باید وکیل و سند محضری آورد. اعتماد اجتماعی مثل یک کالای عمومی است؛ هر دروغ کوچک، آن را برای همه گرانتر میکند. آیا سند جای اعتماد را پر کرده یا فقط نبودش را لو میدهد؟
راهکار:
این متن وارونگی اعتبار از «گفتار» به «نوشتار» را نشان میدهد؛ جایی که سند هم مثل حرف، قابل مذاکره و خدشه شد. شاید بهجای حسرت گذشته، پرسش تازهتر این باشد: چه سازوکاری میتواند حرف را دوباره به سند نزدیک کند؟