میپرستیدمش ولی سرنوشت مرا با یکی دیگر نوشت:
مغز انسان وقتی رابطهای تمام میشود، «نوشتن سرنوشت» را جدی میگیرد؛ این همان «سوگیری پسنگری» است: بعد از اتفاق، آن را اجتنابناپذیر میبینیم. پژوهشها نشان میدهد حافظهٔ عاطفی گذشته را نه آنطور که بود، آنطور که برای امروزمان مفید است بازنویسی میکند. پس «با یکی دیگر نوشتن» شاید نه حکم ازلی، که آخرین ویرایش خاطره است. آیا تقدیر همان حافظهٔ بازنویسیشده نیست؟
راهکار:
این متن، دلتنگی را به پای تقدیر نوشته؛ اما میتوان آن را بازتعریف کرد: «سرنوشت مرا با یکی دیگر نوشت» یعنی نویسندهٔ زندگیات هنوز خودتی. اگر عشق امروزت واقعی است، بگذار جملهٔ «میپرستیدمش» فقط یادگاری از نسخهٔ قبلی باشد، نه سایهای روی برگهٔ تازه.