خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا…
غم آن شمع که در سوز چنان بیخبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا
“امیرخسرو دهلوی”️
گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا…
غم آن شمع که در سوز چنان بیخبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا
“امیرخسرو دهلوی”️
-
عاشقانه غمگین عشق و فنا غم عشق از خود بیخبری در عشق شعر عاشقانه امیرخسرو در روانشناسی مدرن به این حالت «جذب کامل» یا «flow»...