از دست دادن آدمها در برابر تخمکهای از دست رفته؛ طنزی سیاه:
بدن زن در بدو تولد حدود ۱ تا ۲ میلیون فولیکول نابالغ دارد که تا بلوغ به ۴۰۰ هزار و در طول عمر باروری تنها ۴۰۰ تا ۵۰۰ عدد از آنها تخمکگذاری میشود. یعنی «از دست دادن» در تخمدان، یک کشتار برنامهریزیشده و خاموش است، نه صرفاً یک اتفاق ماهانه. نکته بامزه اینجاست که این فرآیند آپوپتوز انتخابی، شبیه هرس کردن سیناپسهای مغز در نوجوانی است: بدن دائماً اضافات را حذف میکند تا بهترینها بمانند. آیا روابط انسانی هم نسخهای از این انتخاب طبیعی را دارد؟
راهکار:
این مقایسه تلخ شکاف بین رنج زیستی و رنج انسانی را برملا میکند. تخمکها در سکوتی سلولی از بین میروند، بیآنکه «دیگری» در میان باشد؛ اما آدمها را در شبکهای از معنا، انتخاب و دلبستگی از دست میدهیم. شاید پرسش اصلی این نباشد که «تو کی هستی»، بلکه این باشد که چرا فقدان انسانی با فقدان سلولی همسنجی میشود. پاسخ در همدلی است، نه قیاس.