امیدوارم آدم مورد علاقهات تبدیل به «مردم» نشود:
در روانشناسی اجتماعی به حل شدن فرد در جمع «واسازی هویت» میگویند: مغز وقتی کسی را در دسته «مردم» میگذارد، جزئیات چهره، لحن و رفتارش را کمتر رمزگذاری میکند. همان مکانیزمی که عادت، چهره عزیزان را کمرنگتر میکند. عشق پایدار اما با «تازهسازی ادراک» زنده میماند، نه با شدت اولیه. آیا عادت قاتل عشق است یا شکل بالغ آن؟
راهکار:
مردم شدن اینجا نه شکست، بلکه نام دیگر عادت است؛ آدمها وقتی دیگر انتخاب نمیشوند، در جمع حل میشوند. عشق زنده آنی است که هر روز یک سؤال تازه از طرف مقابل دارد، نه فقط خاطرهای قشنگ.