از دست دادی یا از دست رفتی؟ معمای ندانستن در عشق:
در روانشناسی به این «سوگ مبهم» میگویند؛ حالتی که فقدان قطعی نیست، مثل بیمار آلزایمر که حضور دارد اما از دست رفته است. پائولین باس میگوید این وضعیت از مرگ دردناکتر است چون سوگواری ممکن نیست. این جمله هم دقیقاً همان نقطه را میزند: ندانستن اینکه «فاعلِ از دست دادن» هستی یا «مفعول از دست رفتن»، سیستم معناسازی مغز را قفل میکند. آیا ابهام از خود فقدان سختتر نیست؟
راهکار:
شاید هر دو درست باشد؛ در عشق، «از دست دادن» و «از دست رفتن» دو روی یک سکهاند. تو نمیدانی سوگوار چه کسی هستی، چون آنقدر در آن رابطه گم شدهای که مرز میان فاعل و مفعول محو شده است. این ابهام یعنی رابطه برایت هویت ساخته بود؛ حالا که نیست، هم او را گم کردهای، هم خودت را.