خستگی از شایدها: وقتی انتظار معجزه فقط وقت تلف کردن است:
مغز انسان در برابر پاداشهای تصادفی (متناوب) مقاومتناپذیرتر از پاداش قطعی عمل میکند؛ به این میگویند «تقویت متناوب». هر بار که «شاید»ی به واقعیت نزدیک میشود، دوپامین ترشح میشود، درست مثل یک قمارباز پای دستگاه اسلات. به همین دلیل است که چرخهی انتظار بیهوده، اعتیادآور میشود. سیستم پاداش مغز شما فریب تکرار را میخورد، حتی وقتی احتمال موفقیت صفر است. آیا متوجه شدهاید که «کاش»های صبحگاهی در واقع خماریِ شبهای پر از «شاید» است؟
راهکار:
انتظار برای معجزهای که نمیآید مثل آب دادن به گلدان پلاستیکی است. ریشهها واقعی نیستند. شاید معجزهی واقعی این باشد که بالاخره بلند شوی و گلدان را دور بیندازی، نه اینکه منتظر شکوفههایش بمانی.