چرا قبل از شناخت، طرف مقابل قشنگترین است؟:
اثر هالهای میگوید مغز از یک ویژگی خوشایند برای ساختن یک کل بینقص استفاده میکند؛ در غیاب اطلاعات، ناآشنایی تبدیل به بوم سفیدی برای فرافکنی ایدهآلها میشود. پژوهشها نشان میدهد فعالیت دوپامینی مغز در مواجهه با ابهام عاطفی بالاتر از شناخت کامل است. شناختن، کشف عیب نیست؛ جایگزینی خیال با واقعیت است. آیا عشق از نشناختن تغذیه میکند؟
راهکار:
این جمله را میشود برعکس هم خواند: تو قشنگ نبودی؛ ناشناختگی تو بود که قشنگ بود. شناختن آدمها از تعداد زیباییها کم نمیکند، فقط جنسشان را عوض میکند؛ از زیبایی خیالی به زیبایی واقعی.