انتظار؛ چرا تلخی قهوه را دوست داریم اما بادام تلخ را نه؟:
پدیده «اثر انتظار» در علوم اعصاب یعنی مغز پیش از چشیدن، پیشبینی میکند چه طعمی در راه است؛ همین پیشبینی، سیگنال عصبی مزه را تغییر میدهد. تلخی قهوه به لطف یادگیری شرطی با کافئین و بافت اجتماعی کافه، به «سیگنال پاداش» تبدیل شده؛ در حالی که بادام تلخ حاوی سیانید است و مغز آن را هشدار سموم ثبت کرده. طعم واقعی در دهان نیست، در نقشهای است که مغز از تجربهها میسازد. پس «انتظار» فقط یک بحث فلسفی نیست؛ یک مکانیسم مداربستهی عصبی است. آیا ذائقهمان را میتوان بازآموزی کرد؟
راهکار:
این مشاهدهای دقیق از روانشناسی ادراک است: در روابط هم تلخیها را بر اساس پیشفرضهایمان میپذیریم یا پس میزنیم. میشود بهجای داوری یکجا، پرسید این «تلخی» از کجا آمده و قرار است چه چیزی را نشانمان دهد؟