بعضی اتفاقها مثل دریا؛ غرق شدن و بازگشت به زندگی:
در اسطورهشناسی، آب همزمان نماد مرگ و زهدان تولد دوباره است؛ از غسل تعمید تا آیینهای تطهیر، فرو رفتن در آب یعنی گذر از «منِ قبلی». یونگ دریا را ناخودآگاه جمعی میدانست و غرقشدن نمادین را سفر به لایههای پنهان روان تفسیر میکرد. پس بازگشت «جنازه» به زندگی، همان پارادوکس مرگ نمادین و تولد دوباره است.
راهکار:
این تصویر، مرز بین «غرق شدن» و «بازگشت» را مبهم میکند؛ گویی بعضی رخدادها اول تو را از خودت میگیرند تا بعد نسخهای دیگر از تو را به ساحل برگردانند. میشود ادامهاش را اینطور دید: جنازهای که برمیگردد دیگر همان آدم قبلی نیست؛ و همین، شروع یک زندگی تازه است.