راز جگرگوشه: از طب سنتی تا عاشقانهترین شعر فارسی:
در طب ایرانی-اسلامی و بسیاری تمدنهای باستان، جگر (کبد) نه قلب، مرکز عشق، شجاعت و حیات بود. اصطلاح «جگرگوشه» از این باور ریشه میگیرد؛ یعنی کسی که به اندازه عضو اصلی بدنت عزیز است. جالب اینجاست که بقراط هم کبد را منبع احساسات میدانست. این استعاره بدنی حالا فقط در زبان ما مانده. اگر قرار بود امروز یک جایگزین فیزیولوژیک برای «جگرگوشه» بسازیم، به جای جگر کدام عضو را انتخاب میکردید؟
راهکار:
در روزگاری که عشقها اغلب در صفحههای نمایش خلاصه میشوند، «جگرگوشه» تداعیگر پیوندی جسمانی و حیاتی است؛ کسی که نبودنش انگار بخشی از بدن خودت را از دست دادهای. شاید «جگرگوشه»ی مدرن همان آدمی باشد که حضورش امنیت بیولوژیک را به زندگیات برمیگرداند، نه فقط یک نوتیفیکیشن دلچسب.