درخواست استعفا از مقام انسان بودن:
جالب است که این حس «استعفا از انسان بودن» دقیقاً با مفهوم «ضدزایش» یا ضدباروری (Antinatalism) در فلسفه همسوست؛ دیدگاهی که معتقد است به دنیا آوردن انسانهای جدید غیراخلاقی است، چون رنج ذاتیِ زندگی را به آنها تحمیل میکند. فیلسوفی مانند دیوید بناتار استدلال میکند که نبودن همیشه بهتر از بودن است، چون از رنجهای اجتنابناپذیر جلوگیری میکند. آیا این نگاه، نوعی مسئولیتپذیری افراطی است یا واقعبینی محض؟
راهکار:
این حس عمیق بیگانگی، در فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم با مفهوم «تهوع» یا «بیخانمانی در جهان» بررسی شده. شاید مطالعهٔ آثار کسانی مانند کامو یا سارتر که این احساس را به رسمیت شناخته و دربارهاش نوشتهاند، فضای ذهنیات را از یک تجربهٔ منحصربهفردِ رنجآور به یک موقعیت فلسفیِ قابل تأمل تبدیل کند.