استعارهٔ بیپردگی: پنجرهای که خودت شدی:
در اتاق ذهن، «توهم شفافیت» یک خطای شناختی است: آدمها تصور میکنند دیگران درونشان را شفافتر از آنچه هست میبینند. پنجرهای که پرده ندارد، شاید دیده شود، اما هیچ غریبهای از عمق آنچه پشت آن میگذرد خبر ندارد. جالب اینجاست که فرهنگ ایرانی با معماری درونگرا، همیشه میان «حیاط اندرونی» و «بیرونی» پردهای ضخیم کشیده؛ نداشتن پرده، در واقع سنتشکنیای است که الزاماً به معنای افشاگری نیست، بلکه دعوت به تماشای بیفیلتر است.
راهکار:
پنجرهای که پرده ندارد، نگاه را بیواسطه به درون میتاباند؛ شاید همین بیپردگی، شجاعانهترین شکل حضور باشد. نداشتن پرده یعنی حذف فاصله، نه لزوماً بیدفاعی، بلکه پذیرش بیدریغ نور و نگاه. این زاویهای است که مفهوم «نداشتن» را از نقص به قدرت تغییر میدهد.