وقتی توصیف حال، سختتر از توصیف مزهی آب است:
جالب است که مغز برای پردازش احساسات پیچیده و انتزاعی، از همان شبکههای عصبی استفاده میکند که طعمهای فیزیکی را پردازش میکنند. این «همانندسازی حسی» دلیل این است که میگوییم عشق «شیرین» است یا غم «تلخ». وقتی حالی غیرقابل توصیف است، مغز در ترجمهی آن به زبان حسیِ مشترک شکست میخورد. برایتان پیش آمده که یک حس را فقط با یک جسم یا منظره توصیف کنید؟
راهکار:
برای توصیف یک حس مبهم، میتوانی از «استعارههای حسی» استفاده کنی؛ مثلاً بگویی «حالم مثل یک پنجرهی بارانخورده است: تار، سنگین و پر از خطهای درهم.» این به مخاطبت یک تصویر ملموس میدهد.