فرق زندگی کردن و وجود داشتن از دید اسکار وایلد:
از دیدگاه عصبشناسی، مغز ما برای صرفهجویی در انرژی به حالت خودکار (Default Mode Network) پناه میبرد—همان «فقط وجود داشتن». لحظات «زندگی کردن» با فعال شدن قشر جلوی پیشانی همراه است، جایی که خودآگاهی و تصمیمگیری آگاهانه رخ میدهد. در واقع، زیستشناسی ما را به خوابِ بیداری فرو میبرد مگر آنکه عمداً آن را بشکنیم. آخرین باری که از روی عمد مزهٔ چای را حس کردید، کی بود؟
راهکار:
جالب است که «وجود داشتن» را میتوان به رباتی تشبیه کرد که فقط برنامههای روزمره را اجرا میکند. در مقابل، «زندگی کردن» یعنی همان لحظهای که طعم قهوه را واقعاً میچشید، بوی باران را با تمام وجود حس میکنید، یا از ته دل به یک غریبه لبخند میزنید. شاید زندگی کردن در همین توقفهای کوتاه و آگاهانه پنهان شده باشد.