دلتنگی برای شبی که فردایی ندارد:
در فیزیک، برای فوتون زمان صفر است؛ یعنی برای نور، تولد و مرگ همزمان است و «فردایی» وجود ندارد. انسان اما اسیر پیکان زمان است. اشتیاق به شبی بیفردا، بازتاب همان میل به «اکنونِ خالص» است؛ حالتی که عرفا آن را «وقت» مینامیدند و روانشناسان مدرن به آن جریانِ غرقگی میگویند. در این حالت، فعالیت شبکه حالت پیشفرض مغز کم شده و آینده و گذشته موقتاً خاموش میشوند.
راهکار:
این حس را میتوان نقطه مقابل اضطراب فردا خواند؛ ذهن با حذفِ فردا به دنبال امنیتِ بیزمانی است. نسخه مدرنش «غرق شدن در لحظه» است، با این تفاوت که لزوماً تاریک نیست.