اشکهای بیصدا: نشانهی عمیقترین رنجها:
تحقیقات عصبشناختی نشان میدهد که اشکهای احساسی (برخلاف اشکهای انعکاسی) حاوی هورمون استرس «کورتیزول» و «پرولاکتین» هستند. یعنی بدن با گریه، سموم عاطفی را دفع میکند. اما وقتی گریه «بیصدا» میشود، یعنی مکانیزم تخلیهی صوتی (که موجب کاهش ضربان قلب میشود) فعال نشده. نتیجه: درد در عضلات حنجره و دیافراگم ذخیره میشود. جالب اینکه در فرهنگهای جمعگرا، گریهی بلند تابو است و افراد ناخودآگاه یاد میگیرند اشک را خفه کنند. آیا این خاموشی، درد را طولانیتر نمیکند؟
راهکار:
این جمله ریشه در مفهوم «پردازش هیجانی» دارد. اشکهای بیصدا گاهی نشانهی سرکوب شدید احساسات هستند. روانشناسان میگویند گریهی آگاهانه (حتی همراه صدا) میتواند فشار عصبی را تا ۸۰٪ کاهش دهد. شاید «بلندترین دردها» نیاز به «بلندترین صداها» برای التیام دارند.