چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند:
طبق قانون دوم ترمودینامیک، آنتروپی جهان پیوسته افزایش مییابد؛ یعنی همه چیز به سوی بینظمی و زوال میرود. جالب آنکه شعر حافظ دقیقاً ۶۰۰ سال پیش این بیثباتی بنیادین را در دو مصرع فشرده است. از دیدگاه عصبشناسی نیز نورونهای مغز ما مدام در حال بازساخت سیناپسها هستند، هیچ «منِ» ثابتی وجود ندارد. آیا توهم پایداری، بزرگترین سپر روانی انسان در برابر وحشت زوال است؟
راهکار:
این بیت پژواک اصل روانشناختی «انطباق لذتجویانه» است: مغز پس از هر تجربهٔ شدید، به سطح پایهٔ شادی بازمیگردد. اما شگفتی اینجاست که ما فقط از ناپایداری رنج نمیبریم، بلکه ناپایداری دردها را هم التیام میبخشد. رازی که حافظ فاش میکند پذیرش این دوگانگی است؛ نه چسبیدن به خوبی و نه فرار از بدی.