اسارت شاعر؛ از قافیه و وزن تا چشمان تو:
هنگامی که ذهن با محدودیت مواجه میشود، سیستم دوپامینِ مغز فعالتر شده و مسیرهای عصبی تازه میسازد؛ یعنی «قافیه» و «وزن» نه زندانِ شاعر، بلکه موتور خلاقیت او هستند. شاعرانِ کلاسیک با التزام به قافیه، تصاویری ساختند که در شعرِ آزاد ممکن نبود. آیا عاشقی هم چنین قیدِ سازندهای برای ذهن است؟
راهکار:
این متن را دریچهای به «قیدِ خلاق» ببین: شاعر دقیقاً در دلِ محدودیتهای قافیه و وزن است که ناگفتههایش را پیدا میکند؛ عاشقی هم با چشمان معشوق، قراردادِ دلخواهی است که آزادیِ بیان را تیزتر میکند.