حرفا میلیاردی، رفتارا ریالی: فاصله گفتار و عمل:
در اقتصاد رفتاری به این پدیده «شکاف ارزش-عمل» میگویند: آدمها دلایل اخلاقی را با کلمات بزرگ میپذیرند، اما در لحظهی تصمیم، هزینههای واقعی را با همان ریال محاسبه میکنند. مغز ما وعدههای مجلل را در قشر پیشپیشانی پردازش میکند (مرکز آیندهنگری) اما عمل فوری را سیستم لیمبیک جشن میگیرد. جالب اینکه در فارسی قدیم «سخن» از ریشهی «سَخُن» به معنی تراشیدن بوده؛ یعنی حرف، تراشیدهای از واقعیت است، نه خودِ آن. حالا سؤال: اگر حرف بدون عمل تراشهای توخالی است، چرا بازار وعدهها همیشه داغ است؟
راهکار:
این شکاف، تورمِ وعدهها در بازار روابط است. هرچه حرف بیپشتوانه راحتتر خرج شود، ارزش ریالی عمل هم کمتر به چشم میآید. آدمها ناخودآگاه بودجهی اعتمادشان را بر اساس نسبت «گفته/کرده» تنظیم میکنند؛ کسی که همیشه حرف میلیاردی میزند، حتی عمل ریالیاش هم زیر ذرهبین میرود. پس شاید معیار سنجش، نه جنس حرف، که نرخ تبدیل آن به عمل است.