تنهایی اختیاری بهتر از اضافی بودن در جمع است:
علوم اعصاب میگوید احساس «اضافی بودن» دقیقاً همان مدارهای مغزی را روشن میکند که درد فیزیکی. دلیل تکاملیاش این است: نیاکان ما طرد شدن از قبیله را مساوی با مرگ میدانستند، پس مغز زخم کهنی از آن به ارث برده. اما تنهایی خودخواسته یک بیحسی روانی نیست، یک تغییر نقشه است؛ شما از «قربانی طرد» به «ناظر خودمختار» تبدیل میشوید. حالا سوال: اگر تنهایی را انتخاب کنی، دیگر دردی حس میشود؟
راهکار:
احساس «اضافی بودن» مثل یک خطای دید اجتماعی است. در واقع، شما اضافی نیستید، بلکه هنوز حلقهای را که با فرکانس ذهنی شما هماهنگ باشد پیدا نکردهاید. به جای فرار از جمع، میتوانید از این تنهایی موقت به عنوان فرصتی برای تبدیل شدن به جذابترین همراه خودتان استفاده کنید. آدمهای همفرکانس، ناخودآگاه جذب کسانی میشوند که از تنهایی خود لذت میبرند، نه کسانی که از آن فرار میکنند.