قشنگتر از من هست، اما زیباتر از من دوست ندارد:
تحقیقات تصویربرداری عصبی نشان میدهد دیدن چهرهی زیبا، قشر اوربیتوفرونتال را فعال میکند، اما عشق پایدار، سیستم دوپامینرژیک و اکسیتوسین را درگیر میکند؛ یعنی «قشنگ دوست داشتن» یک الگوی عصبی است، نه یک ویژگی ظاهری. در مغز عاشق، چهرهی معشوق حتی زیباتر از قبل دیده میشود. آیا این یعنی عشق واقعاً معیارهای زیبایی را بازنویسی میکند؟
راهکار:
این جمله، تعریف زیبایی را از ظاهر به کنشِ عاشقانه منتقل میکند؛ در روانشناسی به این «سرمایهگذاری عاطفی» میگویند. ادامهاش میتواند به این پرسش برسد که آیا عشق، یک انتخاب است یا یک اتفاق؟ و چرا معیار ما برای «بهترین بودن» از سطح به عمق حرکت میکند؟