قدردانی دیرهنگام: چرا ارزش آدمی پس از مرگ فهمیده میشود؟:
این حس، در روانشناسی اجتماعی با «خطای اسناد بنیادی» مرتبط است: ما تمایل داریم رفتار دیگران را به شخصیت آنها نسبت دهیم، نه به موقعیت. بنابراین، حضور و خدمات عادی یک فرد را بدیهی میگیریم («او ذاتاً مهربان است، پس نیاز به تشکر ندارد»)، اما غیاب ناگهانی او را یک «موقعیت» بحرانی میبینیم که فقدانش را برجسته میکند. جامعهشناسان این را «تقدسسازی پس از مرگ» مینامند. آیا این تقدسسازی، نوعی جبران گناه جمعی است؟
راهکار:
این ایده را میتوان با مفهوم «سندروم سرخپوستی» در روانشناسی تکمیل کرد: تمایل به ایدهآلسازی و تقدیس افراد یا فرهنگها تنها پس از نابودی یا حذف آنها.