دلتنگی کهنه؛ چرا هنوز خونه دلم تاریکه؟:
در روانشناسی بهش میگن «ناتمامی هیجانی»: مغز ما خاطراتی رو که پایان مشخصی ندارن، توی یه حلقهٔ باز نگه میداره. درست مثل یه آهنگ که نصفه قطع بشه، ذهن مدام برمیگرده به اون نقطه. این حس «یه چیزی بینمونه» دقیقاً همون تلاش مغز برای بستن پروندهست. سوال: اگه این خونه یه کلید داشته باشه که دست هیچکدومتون نیست، دنبال کلید میگردی یا کل خونه رو ترک میکنی؟
راهکار:
این تاریکی که میگی، از اون نورهای مورده. انگار دلت یه اتاق توشه که چراغش سوخته، ولی خود اتاق هنوز سر جاشه. یه بار به جای تعمیر چراغ، فقط نقشهٔ همون اتاق رو بکش. ببین دیوارهاش چی یادگاری دارن. شاید تاریکی، واسه اینه که یه چیزی آمادهٔ روشن شدن نیست.