چرا از هر پیلهای انتظار پروانه شدن داریم؟:
در زیستشناسی، پیله لزوماً پروانه نمیدهد؛ بسیاری شفیرهاند و پروانههای شب از آن بیرون میآیند. حتی برخی پیلهها توسط زنبورهای پارازیتوئید تخمگذاری میشوند و به جای پروانه، لارو زنبور بیرون میزند. مغز ما نیز روی پیشبینی پاداش شرطی میشود: اگر از هر رابطه یا موقعیت انتظار دگردیسی کامل داشته باشیم، خطای پیشبینی منفی دقیقاً همان دردی است که تجربه میکنیم. در اسطوره یونان، پسیکه نماد پروانه است؛ اما استحاله همیشه از دل فروپاشی میگذرد، نه از انکار پیلههای بیثمر. آیا پیلهای که پروانه نداد، واقعاً بیحاصل بود؟
راهکار:
پیلهها فقط پروانه نمیسازند؛ بعضی پیلهها کارخانهی ابریشماند، بعضی پناهگاه زمستانی، بعضی هم فقط قرار بود پوسیده شوند تا خاک غنیتر شود. شاید اشتباه ما در «انتظار پروانه» نبود، در «ندیدن نوع دگردیسی هر پیله» بود. اگر هر رابطه و مسیر را نه با معیار پروانه، که با معیار خودش بسنجیم، خیلی از سرخوردگیها تبدیل به کشف میشود.