انتظار برای شبی که فردا ندارد:
مغز در انتظار، دوپامین را کاهش میدهد و زمان را کندتر تجربه میکند – به همین دلیل شبهای طولانی برای کسانی که درگیر اندوه هستند، غیرقابلتحمل میشود. جالب اینکه در黑洞ها، زمان در افق رویداد متوقف میشود؛ شاید این شعر به نوعی مرز میان هستی و نیستی را تداعی کند. آیا این انتظار، رهایی است یا تسلیم؟
راهکار:
این حس اغلب ریشه در فرسودگی از تکرار روزمره دارد. شاید به جای آرزوی نبود فردا، تغییر یک عادت کوچک (مثلاً پیادهروی شبانه) بتواند فردا را قابلتحملتر کند.