هر انسان، کتابی در انتظار خواننده:
پارادوکس کتاببودن انسان در روانشناسی روایت این است: آدمها همزمان متناند و خواننده؛ یعنی هر رابطه دو عمل خواندن و بازنویسی را همزمان انجام میدهد. مغز هم هنگام شنیدن داستان دیگری، شبکههای آینهای را فعال میکند؛ انگار صفحههای کتاب او را در بدن خود ورق میزنیم. کدام فصل از شما فقط با خواندهشدن تغییر میکند؟
راهکار:
استعارهٔ «کتاب» وقتی دقیقتر میشود که بپذیریم هر آدم نه یک جلد، بلکه کتابخانهای است که برخی فصلهایش هنوز نوشته نشده؛ خوانندهٔ خوب نه فقط میخواند، بلکه اجازه میدهد بعضی صفحهها در حضور او بازنویسی شوند.