دلم نمیخواهد آدم بهتری بیاید؛ دلم میخواهد تو بهتر شوی:
در روانشناسی، «اثر توجیه تلاش» میگوید ذهنِ آدمها ارزش چیزهایی را که برایشان هزینه کردهاند بیشتر از حد واقعی برآورد میکند. به همین دلیل، خواستنِ «همان آدم» بهجای یافتن گزینهی بهتر فقط عشق نیست؛ یک سازوکارِ ذهنی برای حفظِ سرمایهگذاری عاطفی است. مغز ترجیح میدهد به تغییرِ «آشنا» امید ببندد تا با ناپایدارِ غریبه روبهرو شود. این انتخابِ واقعبینانه است یا خطای ذهنی؟
راهکار:
این جمله را میشود اینطور هم دید: تو به رشدِ او باور داری، نه به پیدا کردنِ غریبهای بهتر. حالا سؤال این است: این باور را فقط توی دلت نگه میدارم یا میشود طور دیگری به او نشانش داد؟