انسانها تحملناپذیرند، نه زندگی:
مطالعات تصویربرداری مغزی نشان میدهد که درد طرد اجتماعی دقیقاً همان نواحیای را فعال میکند که دردی فیزیکی فعال میکند—قشر کمربندی پیشین. از دیدگاه فرگشتی، بودن در یک گروه برای بقا حیاتی بود، پس مغز ما آزار دیدن از همنوعان را مانند یک زخم واقعی پردازش میکند. یعنی «غیرقابل تحمل بودن انسانها» از نظر عصبشناختی یک استعاره نیست، یک واقعیت بیولوژیک است. آیا زخمهای اجتماعی شما هم ردّی فیزیکی در مغزتان به جا گذاشتهاند؟
راهکار:
شاید این جمله بازتاب یک انتظار پنهان باشد: ما از زندگی رنج میکشیم اما از آدمها انتظار شفقت داریم. اگر این الگو را وارونه کنید—از زندگی شگفتی و از آدمها رنج را پیشبینی کنید—آن وقت تحمل هر دو بسیار سادهتر میشود. رابطه مثل یک آیینه است؛ گاهی آنچه در دیگران غیرقابل تحمل مییابیم، درون خودمان را نشان میدهد.