انسانیت؛ وقتی آدمها هستند اما انسانیت نه:
مغز انسان در مواجهه با ازدحام، برای جلوگیری از اضافهبار هیجانی، حالتی به نام «شیءانگاری اجتماعی» را فعال میکند؛ یعنی دیگران را نه بهعنوان سوژهی دارای احساس، بلکه مثل مانع یا ابزار پردازش میکند. آزمایش میلگرام نشان داد آدمهای معمولی در یک ساختار سلسلهمراتبی، درد واقعی را نادیده میگیرند. پس شاید مشکل نبود انسانیت نیست؛ بلکه اقتصاد توجه مغز در شهرهای شلوغ است. اگر روزی همه غریبهها را با نام کوچک صدا بزنیم چه میشود؟
راهکار:
انسانیت یک جوهر ثابت نیست؛ یک رفتار انتخابی است. مغز ما به طور پیشفرض غریبهها را تهدید میبیند، اما با نزدیکی و داستان مشترک، همدلی فعال میشود. شاید کمتر به دنبال ذات بگردیم و بیشتر زمینههایی را ببینیم که آدمها را بیانسان نشان میدهد.