بیرحمی سرنوشت و تراژدی انسان بودن:
روانشناسان به این نیاز ذهنی که دنیا باید عادلانه باشد «توهم دنیای عادل» میگویند؛ وقتی شاهد رنج بیدلیل هستیم، برای کاهش اضطراب، قربانی را مقصر یا سرنوشت را شرور میخوانیم. مغز ما نیز برای بقا، الگوها را حتی در آشوب میبیند و رخدادهای تصادفی را «تقدیر» مینامد. در فلسفه رواقی، سرنوشت نه بیرحم است نه مهربان؛ فقط نسبت به ما بیتفاوت است. آیا تاسفبرانگیزتر از سرنوشت، توهمِ معنا دادن به تصادف است؟
راهکار:
از زاویه اگزیستانسیالیسم، سرنوشت بیرحم نیست؛ خنثی است و این انسان است که با معنا دادن به رنج، از تاسفبرانگیز بودن فاصله میگیرد. میتوانی همین جمله را با یک چرخش مفهومی ادامه دهی: «سرنوشت بیرحم است، اما انسانها میتوانند در برابر آن مهربان باشند.»