زندگی تنها انیمهای که دیدم:
مغز انسان ذاتاً روایتساز است: ما الگو میبینیم، علیت میتراشیم و شخصیتپردازی میکنیم. انیمه هم دقیقاً همین کار را با اغراق بصری انجام میدهد. جالب اینجاست که تحقیقات عصبشناسی نشان داده وقتی داستانی را دنبال میکنیم، دوپامین و اکسیتوسین همزمان ترشح میشود—دقیقاً مثل تجربهی یک لحظهی واقعی. پس شاید زندگی واقعاً یک انیمه است، فقط کارگردانش کات نمیدهد. آیا شما هم گاهی حس میکنید در یک اپیزود از انیمهی خودتان گیر افتادهاید؟
راهکار:
این جمله رو میشه اینطور تعبیر کرد: زندگی پر از پیچشهای داستانی و شخصیتهای عجیبِ. مثل یک انیمهی بیپایان که هر روز اپیزود جدیدش رو میبینی. پس قلمت رو بردار و برای خودت اسکریپت بنویس!