داستانهای ناتمام و هنر تمام کردن آنها:
اثر زایگارنیک میگوید مغز ما نیمهتمامها را ول نمیکند: کارهای ناتمام مثل تبلیغی که در نیمه قطع شود، مدام در پسزمینه ذهن پخش میشوند. این همان چراییِ وسواس ما به «تمام» است؛ اما پژوهشها نشان داده فقط بستنِ ذهنی، نه لزوماً عملی، تنش را کم میکند. پس تمامکننده واقعی کسی است که قصه را در ذهن میبندد، حتی اگر صفحه باز بماند. آیا پایان، رهایی است یا فقط یک نقطهی فرار؟
راهکار:
شاید «تمامکننده» کسی نیست که همه قصهها را به سرانجام میرساند، بلکه کسی است که میداند کدام قصه را باید رها کرد تا برای شروع تازه باز شود.