غم بیصاحب و فلسفه وجود انسان:
این ایده، یادآور مفهوم «دازاین» هایدگر است که انسان را «هستی-در-جهان» میداند، موجودی که بار سنگین آگاهی از مرگ و پوچی را به دوش میکشد. روانشناسی نیز نشان میدهد بخشی از هویت ما از طریق تجربه و ابراز رنج شکل میگیرد. آیا این «مالکیت» بر غم، ما را منحصر به فرد میکند یا اسیر؟
راهکار:
این نگاه را میتوان از زاویهای دیگر دید: شاید وظیفه ما نه مالکیت بر غم، که تبدیل آن به درکی است که تنها انسانها از آن برخوردارند.