میگفت ...
غم نداری که بدانی چه قدر درد دارد دلم ...
گفتمش درد نداری که بدانی غمم اندازه ی دریای مه است ...
گفتمش مرگ دانی چقدر احساس بزرگی دارد ؟... اگر این غم در کنج دلت جای خوشی را دارد ؟ گفت هرگز نشود باورمان ... تو چقدر غم داری و شدست باورمان ...
آری ، نمیدانم چیست ... ز تو میخواهم ان را به خویش یاد آری ....️
غم نداری که بدانی چه قدر درد دارد دلم ...
گفتمش درد نداری که بدانی غمم اندازه ی دریای مه است ...
گفتمش مرگ دانی چقدر احساس بزرگی دارد ؟... اگر این غم در کنج دلت جای خوشی را دارد ؟ گفت هرگز نشود باورمان ... تو چقدر غم داری و شدست باورمان ...
آری ، نمیدانم چیست ... ز تو میخواهم ان را به خویش یاد آری ....️
-
شعر فلسفی غم پنهان درد دل احساس مرگ اندازه غم این قطعه کوتاه، یادآور اشعار حافظ و خیام است که به...