زمین از نگاه شازده کوچولو: قتل برای اطمینان، سرقت برای اندوختن:
توماس هابز در «لویاتان» وضع طبیعی بشر را اینطور توصیف میکند: «بیقانون، فقیر، پلشت، حیوانی و کوتاه». در آن وضعیت، آدمها برای امنیت میکشند. عصبشناسی نشان میدهد آمیگدالا (مرکز ترس مغز) ۲۰۰ میلیثانیه سریعتر از قشر پیشپیشانی (مرکز منطق) عمل میکند؛ یعنی ترس همیشه از خرد جلو میزند. و اقتصاد رفتاری میگوید «انباشت وسواسی» واکنش به احساس کمبودست، نه کمبود واقعی. این چرخه، تمدن را به قراردادی شکننده تبدیل میکند. آیا تنها اعتماد میتواند این قرارداد را نجات دهد؟
راهکار:
این تصویر تلخ را میشود با یک لنز متضاد دید: انسانها همانقدر که برای اطمینان میکشند، برای عشق میبخشند. شاید پاسخ شازده کوچولو این باشد: «زمین جایی است که بعضیها گلها را آب میدهند، حتی اگر خار داشته باشند.» یک نسخه امیدوارانهتر از این گفتوگو بنویس و ببین چطور تعادل برقرار میشود.