انا لله انا الیه راجعون؛ روزی که برای ما هم میگویند:
در علوم اعصاب، آگاهی از مرگ فقط مخصوص انسان است؛ قشر پیشپیشانی مغز پایان خود را شبیهسازی میکند و همین توانایی پایهی اضطراب وجودی است. فرهنگها برای مهار آن مناسک ساختهاند؛ جملهی «انا لله و انا الیه راجعون» نوعی قاببندی مجدد شناختی است: مالکیت را به کل هستی بازمیگرداند و فقدان را به پذیرش تبدیل میکند. جالب است که مصر باستان واژهی مرگ را تابو میدانست و بهجایش میگفت «رفتن به غرب». کدام فرهنگ به نظر شما سالمترین مواجهه را دارد؟
راهکار:
این جمله را میتوان از دریچهی «مرگآگاهی» نگریست: در روانشناسی وجودی، یاد مرگ نه فقط اضطراب، بلکه شفافیت میآورد؛ چون اولویتهای واقعی را از میان شلوغی روزمره بیرون میکشد. شاید به همین دلیل این ذکر نه فقط برای سوگ، بلکه برای بازگشت به تعادل در هر فقدانی تکرار میشود.