امید همچون پرنده: نقل قول مشهور امیلی دیکنسون:
در اسطورهشناسی یونان، امید تنها چیزی بود که از جعبهی پاندورا بیرون نماند. این مفهوم دوگانه که امید هم میتواند بلایی باشد برای تداوم رنج و هم پادزهری برای آن، قرنها فیلسوفان را سرگردان کرده. دیکنسون با تشبیه امید به پرندهای که بیصدا و بیوقفه میخواند، این پارادوکس را به تصویری ملموس بدل کرده است. اگر پرندهی امید هیچگاه کلامی ندارد، شاید آوازش فقط یک حس است، نه یک وعده. آیا شما هم گاهی سکوت این پرنده را نشانهی رفتنش میگیرید یا منتظر آواز بعدی میمانید؟
راهکار:
جالب است که دیکنسون انزوا پیشه کرده بود، اما شعرش پر از امید بیوقفه است. شاید امید واقعی در خلوت و سکوت است که قد میکشد، نه در هیاهوی دنیا. اگر امروز صدای پرنده درونت را نمیشنوی، شاید فقط انتظار داری در شلوغی آواز بخواند. سکوت کن و گوش بسپار.