تناقض خوشحالی از مرگ و ناراحتی از اعدام:
مطالعات «هارمون جونز» در دانشگاه تگزاس نشان میدهد هنگام ناهماهنگی اخلاقی، قشر کمربندی پیشین مغز فعال میشود و فرد برای کاهش استرس، ارزش زندگی قربانی را بر اساس نزدیکی هویتی کم یا زیاد میکند. این «اخلاق قبیلهای» ریشه در تکامل دارد: بقا در گروه با اولویتبندی دلسوزی همراه بود. آیا بدون این سوگیریها، اصلاً میتوانیم برای هر مرگی یکسان غمگین شویم؟
راهکار:
پاسخ به پرسش: این پدیده از «ناهماهنگی شناختی» سرچشمه میگیرد؛ افراد با ارزشگذاری متفاوت بر زندگی بر اساس برچسب «خودی» یا «دیگری»، مرگها را توجیه میکنند. مغز برای حفظ انسجام روانی، خشونت مشروع (از نگاه خود فرد) را کمآزارتر از خشونت نامشروع (اعدام دولتی) پردازش میکند.