"پارت٧_رمان درپناه تو"
سهیل نفس عمیقی کشید و گفت:
یکم نفس بگیر .بیا بشین، اینجا.
بیاختیار جلو رفتم.
گفتم:
«تو خودت میدونی، ما توی خونوادهای بزرگ شدیم که حتی گفتنِ اسمِ مسلمون خط قرمز هست. ولی…»
جملهم ناتمام موند.
رفتم و روی تختش نشستم.
پارچهای که چند دقیقه پیش باهاش نماز خونده بود رو برداشت، همونکه حالا میدونم جانمازه. با دقت تا کرد، انگار یه چیز مقدس رو لمس میکرد.
بعد بلند شد، در اتاق رو بست... ️
سهیل نفس عمیقی کشید و گفت:
یکم نفس بگیر .بیا بشین، اینجا.
بیاختیار جلو رفتم.
گفتم:
«تو خودت میدونی، ما توی خونوادهای بزرگ شدیم که حتی گفتنِ اسمِ مسلمون خط قرمز هست. ولی…»
جملهم ناتمام موند.
رفتم و روی تختش نشستم.
پارچهای که چند دقیقه پیش باهاش نماز خونده بود رو برداشت، همونکه حالا میدونم جانمازه. با دقت تا کرد، انگار یه چیز مقدس رو لمس میکرد.
بعد بلند شد، در اتاق رو بست... ️
3.7
مذهبی عاشقانه احترام به جانماز خط قرمز خانوادگی رازداری در خانواده تعارض هویت و مذهب بر اساس روانشناسی اجتماعی، تابوهای خانوادگی مثل 'ن...