هرکس یک جور زنده به گور است؛ افکار، قلب یا تنهایی:
آیا میدانستید که حس تنهاییِ عمیق، همان مناطق مغزی را فعال میکند که درد فیزیکی؟ مغز ما «زنده به گور» شدن در انزوا را مثل یک تهدید واقعی پردازش میکند و همین باعث ترشح هورمونهای استرس و التهاب مزمن میشود. انگار بدن واقعاً باور دارد که دفن شدهایم. پس چرا ذهن اینقدر سرسختانه تنهایی را به عنوان یک زندان درونی نگه میدارد؟
راهکار:
این استعاره قدرتمند را میتوان از زاویهای دیگر نگریست: شاید «زنده به گور» بودن، نماد مقاومتی ناخودآگاه در برابر آسیبپذیری باشد. پذیرش این حبس، گاهی اولین قدم برای خروج از آن است.