در ویرانهای از مغزم، تنها نشستهام؛
زانوهایم را بغل گرفتهام و به دیوار روبهرویم زل زدهام.
موهایم پریشان، بر روی شانههایم ریختهاند
و چشمانم از نمِ اشک خیساند.
هوا سرد است...
شاید فقط برای من.
در تابستانی که هوا گرم است
و خورشیدش داغ میتابد،
برای من سرد است؛
آنقدر سرد که پتو را دور خودم میپیچم
و فقط زل میزنم.
صداها در مغزم میپیچند:
کجایی؟
کجایی؟
خودم هم نمیدانم...
در اتاقی تاریک،
در تنهاییِ خودم گم شدهام.️
زانوهایم را بغل گرفتهام و به دیوار روبهرویم زل زدهام.
موهایم پریشان، بر روی شانههایم ریختهاند
و چشمانم از نمِ اشک خیساند.
هوا سرد است...
شاید فقط برای من.
در تابستانی که هوا گرم است
و خورشیدش داغ میتابد،
برای من سرد است؛
آنقدر سرد که پتو را دور خودم میپیچم
و فقط زل میزنم.
صداها در مغزم میپیچند:
کجایی؟
کجایی؟
خودم هم نمیدانم...
در اتاقی تاریک،
در تنهاییِ خودم گم شدهام.️
4.9
غمگین تنهایی سرمای درون گم شدن در خود افسردگی و تنهایی احساس تنهایی در تابستان تحقیقات نشان میدهد مغز در وضعیت افسردگی، دمای بدن...