دل کندیم از او؛ دیگر چه فرق سگان زرد و شغالان سیاه؟:
پدیدهای در روانشناسی به نام «توهم پایان تاریخ» وجود دارد: پس از جدا شدن از یک دلبستگی عمیق، ذهن باور میکند که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیده است. این دقیقاً همان سپری است که دردهای بعدی را خنثی میکند. پژوهشها نشان میدهند که پس از تصمیمگیری قطعی برای جدایی، فعالیت آمیگدال (مرکز ترس) در مغز تا ۴۰٪ کاهش مییابد و دیگر فرق نمیکند تهدید از جانب یک سگ زرد باشد یا شغال سیاه. این شعر، ناخودآگاه یک مکانیسم محافظتی تکاملی را فریاد میزند.
راهکار:
این بیتفاوتی، پایان نشخوار ذهنی و آغاز رهاییِ حقیقی است؛ روانشناسان میگویند وقتی تصمیم به قطع وابستگی میگیری، مغز برای کاهش ناهماهنگی شناختی، هر تهدید بعدی را بیاهمیت جلوه میدهد. تو دقیقاً همانجا ایستادهای که زنجیرها پاره شدهاند.