سوختیم و ساختیم، ولی آخرش چی شد؟:
در روانشناسی، «سوختن و ساختن» شبیه پارادوکس «هزینهی غرقشده» است: ما بهخاطرش سرمایهگذاری عاطفی کردهایم، پس ادامه میدهیم، حتی اگر نتیجهی منطقی نداشته باشد. مغز، درد از دست دادن را قویتر از لذت به دست آوردن تفسیر میکند، به همین خاطر پایانهای نامعلوم اینقدر آزاردهندهاند. آیا این فرآیندِ ساختن، خودش هدف نبوده؟
راهکار:
این متن یک پرسش فلسفی و عاطفی است، نه یک مشکل عملی. میتوان آن را با این پرسش بازآفرینی کرد: «اگر قرار است نتیجهی نهایی فراموش شود، آیا ارزش «سوختن و ساختن» در لحظه، خودش پاسخ پرسش تو نیست؟»