بحران هویت بعد از یک شب؛ وقتی دیگر منِ قبلی نیستم:
در علوم اعصاب، «خود» یک روایت پیوسته نیست؛ هر بار که خاطرهای را به یاد میآوری، مغز آن را از نو میسازد و تغییرش میدهد. حافظههای احساسی بعد از هر بازیابی، بازنویسی میشوند. پس «این من نشد» یعنی شبکههای عصبی تو روایت قبلی را کنار گذاشتهاند تا هویتی تازه شکل بگیرد. این دقیقاً یک مکانیزم بقای روانی است؛ سوال این است: آن شب کدام بخش از قصهات برای همیشه بازنویسی شد؟
راهکار:
این «نشدن» را میتوان نشانهی تولد یک روایت تازه دید؛ آن شب، منِ قبلی تمام شد تا منِ جدید امکان ظهور پیدا کند.