معنای روانشناختی احساس نیمه رها شده:
آیا میدانستی در اسطورهشناسی یونان باستان، افلاطون در رساله «ضیافت» از انسانهایی میگوید که توسط زئوس به دو نیم تقسیم شدند و تا ابد به دنبال نیمه گمشده خود میگردند؟ این قصه به طرز شگفتانگیزی با کشف نورولوژیک «نورونهای آینهای» همخوانی دارد. این نورونها باعث میشوند وقتی کسی را ترک میکنیم یا میرویم، بخشی از مدار عصبیمان «نیمهکاره» باقی بماند. آیا این احساس ناقصی یک توهم تکاملی برای حفظ پیوندهای اجتماعی است یا حقیقتی متافیزیکی؟
راهکار:
این حس نیمهرها شده ریشه در پدیدهای به نام «تأثیر زیگارنیک» دارد: ذهن ما کارهای ناتمام را شدیدتر به خاطر میسپارد تا تمامشدهها. پس این احساس عمق عشق را نشان نمیدهد، بلکه یک بازی حافظهای است. میتوانی با نوشتن یک پایان فرضی برای داستان درونت، ذهنت را فریب دهی تا حس «تمامیت» پیدا کند.